احمد بهشتى

315

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

او مىگويد : و ذاته عالمة بأنّ كماله و علوّه بحيث يفيض عنه الخير ؛ « 1 » ذات خداوند عالم است به اين‌كه كمال و برترى او به گونه‌اى است كه خير از او فيضان مىيابد . او صورت‌هاى عقلى واجب الوجود را علم و قدرت و اراده مىداند . « 2 » اگر مقصود ، وحدت مفهومى آنها باشد ، بسيار عجيب است ؛ ولى اگر مقصود ، وحدت مصداقى آنها باشد ، بسيار جالب است . دفع يك تعارض از يك‌سو گفته مىشود كه علم تام به علت ، موجب علم تام به معلول است . بنابراين ، واجب الوجود به تمام ماسواى خود - چه جزئيّات متغيّر و چه غير آنها - علم دارد . از سوى ديگر گفته مىشود كه جزئيّات متغيّر نمىتوانند معلوم ذات واجب الوجود باشند ؛ چراكه مستلزم تغيّر در علم خواهد بود . طبق قاعدهء اوّل ، علم او به همهء موجودها احاطه دارد و طبق قاعدهء دوم ، علم او احاطه ندارد . بديهى است كه ميان احكام عقلى - بر خلاف احكام فقهى و عرفى - تعارض نيست . بنابراين ، در تبيين دو قاعده بايد به گونه‌اى عمل كنيم كه تعارضى پيش نيايد . يعنى هم علم واجب الوجود محيط به همهء موجودهاى متغيّر و غير متغيّر باشد و هم تغيّر معلوم ، مستلزم تغيّر در صفت علم نباشد .

--> ( 1 ) . الشفاء ، « الالهيّات » ، مقالهء 9 ، فصل 5 . ( 2 ) . همان .